بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن
تمام لحضه هایم را به لبخندی معطر کن

نمی دانم چگونه؟ سنگر و تسبیح و سجاده
برای گفتن آن خاطرات خوب لب تر کن

تو مانند منورهای جبهه روشن روشن!
دل تاریک و خاموش مرا لختی منور کن

تو ای زیباترین تصویر سجده در دل سنگر!
برایم چفیه و تسبیح و آتش را مصور کن

منم آن مرغ بی بالی که در کنج قفس مانده
بیا و هستی ام را با نگاه خویش پرپر کن

الا ای امتداد سجده هایت پشت آیینه
زمین و آسمان تشنه را محراب و سنگر کن

و اینک بار دیگر ای حضور روشن فریاد!
گلوی زخمی ما را پر از الله اکبر کن !!...